مدح و شهادت حضرت قاسم علیهالسلام
شاعر : حسن کردی
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن
قالب شعر : مثنوی
مثل یک مرد که بر جنگ جهان میآید سیـزده سـاله چـنان شـیـر ژیـان میآید
سـیـزده سـالـه ولی هـیبت یـلهـا دارد در وجودش جـگـر حـضرت سقا دارد
از جمل خاطره داران همگی ترسیدند در رجـزهای پسر اصل پدر را دیـدند
جانْ حسن بود؛ که تکبیر ابوفاضل شد مثل این است که تکـثـیر ابوفاضل شد
کوفه از نام حسن مثل جـمل میلرزید قـاسم از لذت احلی من عسل میخندید
بر لب اهل حـرم نام حسن گل میکرد مادرش بر سـر سجـاده تـوسل میکرد
ولی افـسـوس که از کینه امانش ندهند فرصت آه عـمـو جان به زبانش ندهند
جان نرفته است ز جانش که عمو جان آمد عـطر جـانش ز فـراسـوی بـیـابان آمد
مرغ بسمل شده از درد به خود میپیچد با نـسیـمی بدنش روی زمین میریزد
زخـم پهلـوش گـواهی ز بنیهـاشم بود روی هر نیـزه نـشانی ز تن قـاسم بود
درد بیدرد یـتـیمی ز تنش بیـرون شد نیـزه ای رفت ز پشت بدنش بیرون شد
|